PDF نسخه کامل رمان جنایت با طعم عشق
نویسنده شیرین سعادتی
ژانر رمان: پلیسی، عاشقانه
تعداد صفحات: 499
دانلود آسان رمان با لینک مستقیم دانلود فایل PDF – آخرین ویرایش سازگار با همه گوشی ها و سیستم های کامپیوتری
خلاصه رمان:
تو گذشته اتفاقاتی افتاده و حالا.. یه سرگرد زخم خورده دنبال قاتل پدرشه.. و یه دختر معصوم که داره قربانی میشه.. سرنوشت این دو نفر چی میشه!؟ …
قسمتی از رمان جنایت با طعم عشق
یه روز تو شرکت داشتم به حسابها رسیدگی میکردم که ارسلان وارد اتاق شد… از دیدن یهوییش ترسیدم. پرسیدم اینجا چکار میکنه. جوابی بهم نداد و فقط با نیشخند و نگاهه بدش به طرفم اومد… وحشت زده شدم با ترس عقب عقب رفتم و گفتم چشه. اینجا چی میخواد که زمزمه کرد نمیذارم ازم بگیرنت، تو مال منی.. اجازه نمیدم.. حتی شده به زور.. مامان با شدت گریه کرد و ادامه داد: فهمیدم.. منظورش رو فهمیدم.. امیر به دوستاش گفته بود که میخواد ازدواج کنه و اون… اون پست فطرت اومده بود.. به هق هق افتاد. بلند شدم و با پاهای لرزون دویدم تو آشپزخونه لیوان آبی ریختم و برگشتم پیشش. لیوان رو جلوی دهنش گرفتم.
-باشه مامان جان.. یکم از این بخور… آروم باش. خودم مثل بید میلرزیدم از افکارم خدایا چی به سر مامانم اومده؟… مامان کمی آب خورد. وقتی آروم شد به حرف اومد… مامان: اومده بود آبروی من رو ببره. دامنم رو لکه دار کنه.. فکر میکرد این عشقه.. يا تصاحب حقه.. ولی فقط برای اینکه من و امیر به هم نرسیمو بینمون جدایی بندازه.. ادامه داد: کسی تو شرکت نبود اونم از فرصت استفاده کرده بود. شونههام رو گرفته بود و داد میزد نمیذارم دستش بهت برسه.. رویای باهم بودن رو به گور میبرید .. بهش گفتم اگه کاری کنه لوش میدم.. اخه یه جاهایی از حسابهای شرکت میلنگید. چون فهمیده بودم تو کار خلافه…
با این حال اون کوتاه نیومد با بد جنسی اینا رو میگفت و قهقهه میزد.. من میلرزیدم و اشک میریختم و جیغ میزدم.. کمک میخواستم… تو دلم التماس خدا رو میکردم که حداقل امیر رو برسونه.. چیزی نمونده بود که… لبخند آرومی زد: که خدا صدامو شنید… امیر بخاطر کاری که براش پیش اومده بود و به شرکت اومده بود و جیغهای من توجهاش رو جلب کرده بود… هراسون خودش رو بهمون رسوند. قطره اشکی افتاد روی گونهاش. -با دیدن من که تو چنگ ارسلان بودم وحشتزده شد و به یک ثانیه صورتش گر گرفت.. حمله برد طرف ارسلان.. یه دعوا و زد و خورد حسابی به راه افتاد.. امیر بیشتر از اینکه بخوره، میزد. و در آخر …